close
تبلیغات در اینترنت
داستان گیر افتادن دو قورباغه

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان گیر افتادن دو قورباغه

داستان گیر افتادن دو قورباغه

تاریخ ارسال پست:
یکشنبه 14 شهريور 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
838

داستان گیر افتادن دو قورباغه

چند قورباغه از جنگلی در حال عبور بودند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی سقوط کردند .

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که چاره ای نیست،
شما به زودی می میرید .

دو قورباغه ، حرف های آنها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند .

اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید نمیتوانید بیرون بیایید شما خواهید مرد .

بالاخره یکی از دو قورباغه دست از تلاش برداشت و بی درنگ به داخل گودال سقوط کرد و مرد .

اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال کوشش می کرد .

بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری سعی می کرد که بیرون بیایید و بالاخره توانست از گودال خارج شود .

وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قور باغه ها از او سوال کردند : مگر تو حرف های مارا نمی شنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست .

در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دوستانش او را تشویق می کنند...!!

کلمات کلیدی

داستان

داستان کوتاه

داستان فارسی

داستان دو قورباغه

داستان انگیزشی

داستان انگیزشی دو قورباغه

تلنگر

داستان زیبا

داستان جالب

داستان کوتاه فارسی

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی