close
تبلیغات در اینترنت
قصه ای که مثل شد (سنگ کسی را به سینه زدن)

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : قصه ای که مثل شد (سنگ کسی را به سینه زدن)

قصه ای که مثل شد (سنگ کسی را به سینه زدن)

تاریخ ارسال پست:
شنبه 30 مرداد 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
754

قصه ای که مثل شد (سنگ کسی را به سینه زدن)

قصه ای که مثل شد (سنگ کسی را به سینه زدن)

در قرن های گذشته هر دسته از پهلوانان سنگ مخصوصی در زور خانه داشته اند و اگر پهلوانی سنگ دیگری را به سینه می زد وقتی بالای سینه می کشید احتمال آن بود که آن سنگ بر اثر بد دست بودن و بد قلقی کردن و ثقل و سنگینی فوق العاده به روی سینه آن پهلوان مغرور و کم تجربه سقوط کند و موجب آسیب و صدمه و ناراحتی شود لذا آن پهلوان را عقلای قوم از اینکار منع و موعظه می کردند که از باب احتیاط سنگ دیگری را به سینه نزند یعنی با سنگ نا شناخته و زیادتر از قدرت و زورمندی خود تمرین نکند و حدود و ثغور پهلوانی را ملحوظ و محفوظ دارد تا احیانا باعث خسران و انفعال نگردد.

این عبارت به مرور از گود زورخانه به کوی و برزن و خانه و کاشانه سرایت کرده ، درمیان عامه مردم به صورت ضرب المثل در آمد.

با این تفاوت که اصل قضیه مبتنی بر غرور و خود خواهی ولی در معنی و مفهوم مجازی مبین حمایت و غمخواری و جانبداری است.

کلمات کلیدی

داستان

داستان کوتاه

ریشه ضرب المثل سنگ کسی را به سینه زدن

قصه ای که مثل شد

کاربرد ضرب المثل سنگ کسی را به سینه زدن

کاربرد ضرب المثل

ضرب المثل

سنگ کسی را به سینه زدن

داستان فارسی

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی