close
تبلیغات در اینترنت
داستان تفکر اردکی

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان تفکر اردکی

داستان تفکر اردکی

تاریخ ارسال پست:
سه شنبه 29 تير 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
497

داستان تفکر اردکی

داستان تفکر اردکی

دو اردک بعد از دعوایی که هیچ‌وقت زیاد طول نمی‌کشد، از هم جدا می‌شوند و در جهت مخالف هم شنا می‌کنند. بعد هر یک از اردک‌ها چند بار بال‌هایش را به شدت به هم می‌زند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده، آزاد می‌کند. آن‌ها پس از به هم زدن بال‌هایشان با آرامش روی آب شناور می‌شوند، مثل این که هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر اردک، ذهن انسان را داشت، این درگیری را با فکر کردن و داستان‌سازی درباره‌ی آن زنده نگه می‌داشت. داستان اردک احتمالا این می‌شد: «باور نمی‌کنم چنین کاری کرده باشد. تا چند سانتی‌متری من جلو آمد. فکر می‌کند برکه مال اوست. اصلاً ملاحظه‌ی حریم من را نمی‌کند. دیگر هریچ وقت به او اعتماد نخواهم کرد. دفعه‌ی بعد برای اذیت و آزار من کاردیگری خواهد کرد. مطمئنم از حالا دارد توطئه‌چینی می‌کند. ولی من دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. درسی به او می‌دهم که هرگز از یادش نرود.»... اگر اردک دارای ذهن انسان بود،‌ چه‌قدر زندگی برایش دشوار می‌شد... درسی که اردک به ما می‌آموزد این است: بال‌هایت را به هم بزن ماجرا را رها کن و به تنها مکان قدرت یعنی زمان حال برگرد. "رهایی از گذشته"

کلمات کلیدی

داستان آموزنده تفکر اردکی

قصه تفکر اردکی

داستان کوتاه

داستان پندآموز

داستان

داستان جالب

داستان آموزنده

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی