close
دانلود آهنگ جدید
مسلمان شدن طفیل بن عمرو

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : مسلمان شدن طفیل بن عمرو

مسلمان شدن طفیل بن عمرو

تاریخ ارسال پست:
دوشنبه 26 تير 1396
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
340

مسلمان شدن طفیل بن عمرو

داستان مسلمان شدن طفیل بن عمرو


طفیل بن عمرو كه شاعر شیرین زبان خردمندی بود و در میان قبیله خود، نفوذ كلمه داشت، زمانی وارد مكه گردید. اسلام آوردن مردی مانند طفیل، برای قریش بسیار گران بود، از همین رو سران قریش و بازیگران صحنه سیاست، گرد اورا گرفتند و گفتند: این مردی كه كنار كعبه نماز می‌گزارد، با آوردن آیین جدید، اتحاد ما را بر هم زده و با سحر بیان خود سنگ تفرقه میان ما افكنده است! می‌ترسیم میان قبیله شما نیز دو دستگی بیفكند. چه بهتر كه با وی سخن نگویی!
طفیل می‌گوید: سخنان آنها چنان مرا بیمناك كرد كه از ترس تأثیر سحر بیان او تصمیم گرفتم با او سخن نگویم و سخن او را هم نشنوم. و برای جلوگیری از نفوذ سحر او هنگام طواف، پنبه در گوشهای خود كردم تا مبادا زمزمه قرآن و نماز او به گوش من برسد. بامدادان در حالی كه پنبه داخل گوشهای خود نموده بودم وارد مسجد شدم و هیچ مایل نبودم سخنی از او بشنوم. نمی‌دانم چطور شد كه یكباره كلام بسیار شیرین و زیبایی به گوشم رسید و بیش از حد، احساس لذت نمودم. با خود گفتم مادر در سوگت نشیند! تو كه یك مردی سخن پرداز و خردمندی، چه مانع دارد سخن این مرد را بشنوی تا هر گاه نیك باشد بپذیری و اگر زشت باشد آن را رد كنی! پس برای اینكه آشكارا با آن حضرت تماس نگیرم مقداری صبر كردم تا پیامبر راه خانه خود را پیش گرفت و وارد خانه شد. من نیز اجازه خواسته، وارد شدم و ماجرای خود را از آغاز تا پایان بازگو كردم و گفتم قریش درباره شما چنین می‌گویند و من در آ‎غاز تصمیم نداشتم با شما ملاقات كنم ولی تلاوت قرآن شما مرا به سوی­تان جلب كرد. اكنون می‌خواهم حقیقت آیین خود را برای من تشریح كنی و اندكی قرآن برای من بخوانی! رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آیین خود را بر او عرضه داشت و مقداری قرآن خواند. طفیل می‌گوید: به خدا سوگند كلامی زیباتر از آن نشنیده و آیین معتدل‌تر از آن ندیده بودم. به حضرتش عرض كردم: من در میان قبیله خود فردی سرشناس و با نفوذی هستم و برای نشر آیین شما فعالیت می‌كنم.
ابن هشام گوید: طفیل تا روز حادثه خیبر میان قبیله خود بود و به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه با هفتاد و هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پیوست و در اسلام خود هم‌چنان پایدار بود تا اینكه پس از درگذشت پیامبر به عصر خلفا در جنگ یمامه شربت شهادت نوشید.[1]


[1] . سیره ابن هشام، ج 1، ص 410.

کلمات کلیدی

حکایت مذهبی

داستان مذهبی

داستان کوتاه فارسی

داستانک

astanak

dastan kootah farsi

dastanak mazhabi

dastan

داستانی از قرآن خواندن پیامبراکرم (ص)

داستان مسلمان شدن با شنیدن قرآن

به گوش پنبه کردن وسپس مسلمان شدن طفیل بن عمرو

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی