close
تبلیغات در اینترنت
خاطره ای از شهید مصطفی چمران

درحال بارگذاری ....
به داستان فا خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : خاطره ای از شهید مصطفی چمران

خاطره ای از شهید مصطفی چمران

تاریخ ارسال پست:
دوشنبه 22 آذر 1395
ارسال شده توسط:
حسین
تعداد بازدید:
888

خاطره ای از شهید مصطفی چمران

 بسـْــمِ رَبِّـــــ الشُهـَــــدا

شهید چمران در یکی از عملیات‌های نامنظم در شبی مهتابی وقتی با همرزمانش در حال طی مسیر برای شبیخون زدن به متجاوزین بعثی بودند، ایشان یک لحظه می‌ایستد و به همراهانشان می‌گوید به زیر پاهای خود بنگرید، می‌بینند زیر پایشان پر از گل‌های شقایق است و به همین خاطر آن دشت را دور می‌زنند و سپس اقدام به عملیات می‌کنند، در حالی که یاران ایشان می‌گفتند بعد از عملیات عراقی‌ها آنجا را با تیربار و خمپاره شخم خواهند زد، ولی دکتر چمران گفتند ما آنها را زیر پا له نخواهیم کرد...
وقتی این جریان به استحضار امام می‌رسد امام می‌گوید: من چمران را دوست داشتم ولی الان بیشتر دوست دارم.

شهید مصطفی چمران
به گفته همرزم شهید

کلمات کلیدی

شهید مصطفی چمران

خاطره شهدا

خاطره زیبا از دفاع مقدس

خاطره دفاع مقدس

خاطره

خاطره ی دکتر مصطفی چمران

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی